بودا زیر درختان سالا در کوسینگارا در آخرین سخنانش به شاگردان خود چنین گفت:

۱.از وجود خود روشنایی بسازید . به خود تکیه کنید٬به هیچ کس دیگر متکی نباشید. تعالیم مرا چراغ خود دارید.

به تن خود بنگرید٬به آلایش آن بیندیشید . چون بدانید که هم درد و هم لذت تن به یکسان مایه ی رنجتان است٬چگونه درگیر امیال آن توانید بود؟در خویشتن خود بنگرید ٬به گذرا و فانی بودن آن بیندیشید٬چگونه توانید درباره ی آن به وهم و خیال درافتید و فریفته ی غرور و خودپرستی شوید ٬چون بدانید که این همه ناچار به رنج ناگزیر می انجامد ؟ذوات هستی را در نظر آرید٬هیچ نفس باقی میان آنها توانید یافت ؟ نه آنکه همه شان ترکیبی از اجزایند که دیر یا زود از هم بپاشند و پراکنده شوند؟جهانی بودن محنت و رنج مبهوتتان نسازد ٬بلکه تعالیم مرا ٬حتی پس از مرگم دنبال کنید ٬تا از عذاب ایمن شوید. بر این کردار روید ٬تا مریدان راستین من باشید.

۲.مریدان من ٬تعالیمی را که به شما داده ام نباید هرگز از یاد ببرید ٬یا فرو گزارید.آنها را باید همیشه چون گنج پاس دارید. باید درباره شان بیندیشید٬باید آنها را بکار بندید.اگر این تعالیم را اجرا کنید پیوسته شادمان خواهید بود.

نکته ی سخن در این تعالیم ٬مهار داشتن اندیشه تان است. فکر خود را از طمع دور دارید٬تا راست رفتار و پاک اندیش و درست پیمان باشید. با همواره اندیشیدن به گذرا بودن زندگیتان آز و شهوت را حریف خواهید شد٬و خواهید توانست از همه ی بدی ها بپرهیزید.

اگر دیدید که فکرتان فریفته شده و در بند آز افتاده است ٬باید این وسوسه را مهار کنید و جلو گیرید٬فرمانروای فکر خود باشید.

باشد که اندیشه ی انسان او را یک بودا سازد. یا این که جانورش نماید. آدمی ٬گمراه از خطاکاری ٬دیو می گردد٬انسان در پرتو معرفت ٬بودا می شود. پس ٬اندیشه ی خود را مهار دارید و نگذارید از راه راست منحرف شود.

۳.باید که یکدیگر را حرمت نهید٬تعالیم مرا دنبال کنید٬و از نزاع و جدال بپرهیزید٬نباید که چون آب و روغن با یکدیگر ضد باشید ٬بلکه باید که چون آب و شیر با هم بیامیزید.

با هم مطالعه کنید ٬با هم بیاموزید ٬با هم تعالیم مرا در کار آورید . فکر و وقت خود را به تنبلی و منازعه تباه نکنید . از شکوفه های معرفت در موسم دمیدن آنها محظوظ شوید و میوه ی راه راست را بچینید.

تعالیمی را که به شما داده ام٬خود با رفتن به راه راست دریافتم.باید که شما این تعالیم را دنبال کنید و در هر مناسبت به اقتضای روح این سخنان رفتار نمایید.

اگر از این رهنمودها غافل مانید٬چنان است که هرگز بواقع مرا ندیده اید. این بدان معناست که شما از من دورید٬حتی اگر به ظاهر با من باشید ٬اما چون تعالیم مرا بپذیرید و در کار آورید ٬به من بسیار نزدیکید٬حتی اگر جایی دور باشید.

۴.مریدان من٬پایان زندگیم فرا می رسد٬جدایی ما نزدیک است.اما بر مرگم سوگوار مشوید. زندگی همواره در تغییر است. هیچ کس از زوال تن نتواند گریخت. این معنی را من اینک با مرگ خویشتن نشان می دهم٬و کالبدم چون ارابه ای چرخ در رفته متلاشی می گردد.

سوگواری بیهوده مکنید٬بلکه از واقعه ی مرگم دریابید که هیچ چیز بر دوام نیست ٬و پوچی زندگی آدمی را از آن بیاموزید . این آرزوی عبث را در دل مپرورید که آنچه تبدیل یافتنی است٬تغییر ناپذیر شود.

 دیو امیال دنیوی همواره در پی فرصت برای فریفتن فکر است.اگر یک افعی در اتاقتان لانه کرده باشد٬چون خواب آرام بخواهید باید که نخست آن جانور را بیرون اندازید.

باید که قید و بند هوای دنیوی را پاره کنید و چنان که آن افعی را می راندید این هوا ها را از خود دور سازید.باید که اندیشه ی خود را به طور مثبت حراست کنید.

۵.مریدان من ٬اینک دم واپسین عمرم فرا رسیده است٬اما از یاد مبرید که مرگ فقط زوال جسم و تن است. این تن از پدر و مادر پدید آمد و با غذا پرورده شد ٬بیماری و مرگ هم چون تولد امری ناگزیرست.

اما بودای حقیقی ٬یک تن آدمی نیست٬بودا همانا معرفت است. تن آدمی را مرگ ناگزیر باید٬اما خرد معرفت تا ابد در حقیقت دهرما و در آیین و کردار دهرما جاوید خواهد ماند.آنکه فقط تنم را ببیند٬مرا به واقع ندیده است. تنها آن کس که تعلیم مرا بپذیرد ٬براستی بصیرت دیدنم را دارد.

در چهل و پنج سال آخر زندگیم ٬هیچ چیز را در تعالیم خود فروگذار نکردم.نه سخنی پوشیده مانده است و نه معنایی نهان ٬همه چیز آشکارا و به روشنی تعلیم داده شده است. یاران عزیزم ٬این لحظه ی پایان است ٬من به نیروانا می روم. این بود وصیت من.

                                        به امید اینکه هرکدام از ما به بودای درونمان برسیم.